10

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

9

کار دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسد

ناله کنم بگویدم، دم مزن و بیان مکن

ای دل پاره پاره ام، دیدن اوست چاره ام

اوست پناه و پشت من، تکیه بر این جهان مکن

8

محو او گشتم و رازم به ملا توفان کرد / هست حیرانی عاشق لب گویا، گویا

7

به یک کرشمه که نرگس به خود فروشی کرد / فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

6

آن چنان در هوای خاک درش / می رود آب دیده ام که مپرس

5

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم / تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

4

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد / گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

3

دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت / ولی اجل به ره عمر رهزن امل است

2

گفتم به باد می دهدم باده نام و ننگ / گفتا قبول کن سخن و هرچه باد باد

1

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده / بازگردد یا برآید چیست فرمان شما